تبليغاتX
شارکو
شارکو
داستان های من اینجا با هم تیله بازی میکنند
داستان

غار

من هنوز به دنیا نیومده بودم که یه روز زنگ زده بود و به گریه انداخته بودش.گفته بود همیشه این چیزها مهم نیست و اون دلیل میاورد  که چرا بوده ، بوده  و هست و می مونه  چون بوده چون اولین تجربه بشری قبل از عشق و جنگ و قتل و دشمنی و ... این نظام بوده

 

اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جورديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد.اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد.اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد.اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد.اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد.اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد.اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اونی هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد. اينکه داريم تو خريت محص زندگی ميکنيم.فکر ميکنيم دنيا اينه که يکی از لای پای اون يکی بياد بيرون بقيه اش ديگه مهم نيست.اوني هم که می اد بيرون به اين فک ميکنه که بايد کاری کنه يکی ديگه رو همين طوری از لای پای خودش بياره بيرون.جالب اينه که برای اون يکی همين مهمه.نميدونم چرا اخرش همه اخرش به اينجا ميرسن.کاش يه جور ديگه بود.يه جور ديگه تموم ميشد.

و اخرش از این همه به گریه افتاد و گفت کاش یه جور دیگه تموم میشد }/{

2 نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 13:7  توسط فرزانه مرادی   | 

 

>