تبليغاتX
شارکو
شارکو
داستان های من اینجا با هم تیله بازی میکنند
شما چی فکر میکنید؟

داستان خیلی کوتاه خیلی عشقی

صفحه اول

نامها:تو

شخصیت ها:تو

متن داستان در صفحه بعد  مشخص است :

صفحه دوم

 این

تکه

 هم

 مالِ

 تو

 

 

 

پانوشتی  بر داستان خیلی کوتاه خیلی عشقی

راوی در این داستان خودش را به اندازه تو بزرگ کرده است    

فرزانه مرادی

خوب زودتر برو و گرنه پولهایم را از تو پس میگیرم وقتی راوی داستان این جمله طلایی را در داستان ذکر نمیکند این پا نوشت بر داستان زندگی اش را اغاز میکند .

 همه چیز از روابط ساختارگرایانه و چیدمان خانه این دونفر شروع میشود .وقتی تو با قرار گرفتن تلویزیون در کنار مبل مخالفت کرد  راوی گفت:  این تکه هم مال تو

و هرگز منظور از این تکه این تکه از قلب احساس یا وجودش نبود که به تو  اختصاص دهد بلکه  همان که گفته شد بود = در واقع این تکه از خانه برای اسارت راوی و حکومت تو

و اینجاست که مسیر اصلی داستان  با توجه به قرار گرفتن نام: یک داستان خیلی کوتاه خیلی عشقی کلیت ذهن مخاطب را منحرف میکند 

  بنابراین شاید من در مقابل شما تقصیر کار باشم

 در ادامه روند چیدمان تو ها در داستان به اخرین تو که با فونت هفتاد و دو تایپ شده است برمیخوریم  که نهایت انزجار و غمگینی راوی را در خود دارد  .

حتی هنگامی که به عمق رنگ آبی تومذکور برمیخوریم اوج احساس راوی را میشود بویید.

راوی در کل داستان سه بار از کلمه تو استفاده کرده است که این موضوع نماینگر  میزان سلطه تو بر اوست  =گویای ضرب المثل تا سه نشه بازی نشه

اما با همه اینها نمیشود نقش پررنگ راوی را ندیده گرفت با اینکه راوی خود را فدای تو کرده است اما رل اول این نمایش را در دست دارد

از سوی دیگر اگر مکانیزم حرکتی داستان را مورد بررسی قرار دهیم به  مسئله جنسیت بر میخوریم

در اینجا راوی مشخص نکرده است که تو مونث است یا مذکر یا اصلا چی؟  روابط یک رابطه زناشویی است یا  چه و چه  در اینجا منتقد عزیز خود مسئولیت این کار را در دست میگیرد و تو را مونث تر فرض میکند و راوی را مونث مرخص...

بنابراین زاویه دید را به سوی اتاق خواب تغییر میدهیم کمبربندها را ببندید اینجا تاریک است

 

با کاهش فعالیت تخمدانها تخمگذاری در زن نامنظم شده و طول دوره جنسی تغییر میکند و به تدریج تخمدان به تحریکات هیپوفیز نیز پاسخ نمیدهد و در نتیجه قاعدگی قطع میشود.با قطع قاعدگی برخی زنان  به ویژه کسانی که پیش از یائسگی نیز شخصیت به هنجار نداشته اند دچار اختلالهای روانی و شخصیتی میشوند=لزوم قرار گرفتن تلویزیون در کنار مبل .

و برای همین است که زود تر برو وگرنه پولهایم را از تو پس میگیرم را باید میگفت و چون نگفت همه این اتفاق ها افتاد .

 حتی وقتی داستان خود را با  توبه پایان میرساند.

_______________________________________

 

 

 

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 15:31  توسط فرزانه مرادی   | 

میگن خوب نمینویسی

میگن .....

میگم بهتره بری بمیری

2 نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 15:28  توسط فرزانه مرادی   | 

 

>